خرید بک لینک
خیلی وقت بود میخواستم بنویسم...شاید همه ی این یکسال را...منتظر یک اتفاق بودم اتفاق قشنگی مثل اولین سالروزِ اتفاقِ قشنگِ آمدنت...بارها قلمم پر شد از احساس و تشنه نگاهش داشتم تا امروز اما حالا نمیدانم میشود تمامش را یکباره از سر قلم خالی کرد یا نه!نمیدانم از پس اینهمه ننوشتن بر می آیم یا نه... تو کنارم آرمیده ای و غرق در خوابِ دلچسب ظهرگاهی...به چهره ات نگاه میکنم و بیاد می آورم...ساعت ۲۲ و چند دقیقه ی ۲۴ آبان ۹۴... چند روزی بود آمدنت به تاخیر افتاده بود و هر دقیقه از نیامدنت پر تر می شد از دلهره و بی تابی و...روی تخت نشسته بودم و برای اولین بار در این دوران سوره ی مریم میخواندم...نمیدانم چندم

برچسب: تولدت,مبارک, نویسنده: کیانوش عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

خداحافظ ننو دختر نازم امروز شاید تو هم میدانستی باید خداحافظی کنی از یار همراه یک ساله ات...از دور میدویدی به آغوشش میکشیدی و غلت میزدی در بسترِ صمیمانه اش که حالا دیگر برایت تنگ است...یادش بخیر چه تاب ها خوردی و چه خواب ها رفتی و چه ذوق ها کردی ...یادش بخیر چه تاب ها دادیم و چه لالایی ها خواندیم و چه خواب ها که نرفتی...ننوی زیبا! دوستِ یک ساله ی صبا در تمام پیچ و تاب های هر روز و شبانه...تو دیگر تمام تاب هایت را برای صبا خورده ای!و چقدر خوب است که تو هیچوقت بی تاب نمی شوی... جمعه نوزدهم آذر ۱۳۹۵ 1:47 |- ღآفاقღ -|

برچسب: خداحافظ,ننو, نویسنده: کیانوش عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

صفحه بندی